اگه آفتاب می‌خوای این‌ور، اگه سایه می‌خوای اون‌ور. اگر آفتاب می‌خواهی این طرف، اگر سایه می‌خواهی آن طرف. لباس‌های تمیزتو بپوش. لباس‌های تمیزت را بپوش. چه کارم داره؟ چه کارم دارد؟ می‌خواد بذاردت مدرسه. می‌خواهد بگذاردت مدرسه. برو دس و روتو بشور. برو دست و رویت را بشوی. از مریدای بابام بود. از مریدهای بابایم بود. اینجا رو می‌گن مسجد معیر. اینجا را مسجد معیر می‌گویند. ازون درش که بری بیرون درست جلوی در مدرسه‌س. از آن درش که بیرون بروی درست جلوی در مدرسه است. حالا پسرم می‌آد با هم رفیق می‌شید. حالا پسرم می‌آید با هم رفیق می‌شوید. مدرسه‌ی خوبیه. مدرسه‌ی خوبی است. این پسر آقاس. این پسر آقا است. می‌سپرمش دس تو. دست تو می‌سپارمش. باهاش برو برسونش خونه‌شون. با او برو به خانه‌یشان برسانش. نمی‌خواد با بچه‌های بقال‌چقالا دوس بشیدا. نمی‌خواهد با بچه‌های بقال‌چقال‌ها دوست بشوید. چه مدونم. چه می‌دانم. می‌گن معیرالممالک که مرد نصبه‌کاره موند. می‌گویند معیرالممالک که مرد نیمه‌کاره ماند. معیرالممالک کی باشه؟ معیرالممالک که باشد؟ بایس از بابام پرسید. بایست از بابایم پرسید. شایدم از معلممون. شاید هم از معلممان. نبادا چیزی ازش بپرسی. مبادا چیزی از او بپرسی. آخه می‌خوام ازش برم بالا. آخر می‌خواهم از آن بالا بروم. مگه می‌شه؟ مگر می‌شود؟ موذنش هم نمی‌تونه. موذنش هم نمی‌تواند. گلدسته‌ی نصبه‌کاره که موذن نمی‌خاد. گلدسته‌ی نیمه‌کاره که موذن نمی‌خواهد. بچه‌هاش نمی‌ذارن ما بریم تو تماشا. بچه‌هایش نمی‌گذارند ما برویم داخل به تماشا. منم هر چی بهش می‌گفتم فایده نداشت. من هم هر چه به او می‌گفتم فایده نداشت. برش داشت برد. آن را برداشت برد. برم‌داشت برد لب حوض مدرسه. من را برداشت لب حوض مدرسه برد. خوب خمار بودش دیگه. خوب خمار بود دیگر. انگار کن چشم چپت کوره. انگار کن چشم چپت کور است. اون وخت نمی‌خواسی ببینی. آن وقت نمی‌خواستی ببینی. اگه دس چپ نداشتی چی؟ اگر دست چپ نداشتی چه طور؟ دست چپ نداره. دست چپ ندارد. نمی‌شه رفت بالای این گلدسته‌ها؟ نمی‌شود بالای این گلدسته‌ها رفت؟ چرا نمی‌شه؟ چرا نمی‌شود؟ خیلی خوبم می‌شه. خیلی خوب هم می‌شود. پس موذن چه جوری می‌ره بالاش؟ پس موذن چه طور به بالای آن می‌رود؟ تو هم که هیچی سرت نمی‌شه. تو هم که هیچ چیز سرت نمی‌شود. آخه اون بالا کجا وایسه؟ آخر آن بالا کجا بایستد؟ می‌شه بشینه. می‌شود بنشیند. می‌ترسی اگه وایسه بیفته؟ می‌ترسی اگر بایستد بیافتد؟ باید جا داشته باشه. باید جا داشته باشد. این که کاری نداره. این که کاری ندارد. یه اطاقک چوقی رو پشته‌بونه. یک اتاقک چوبی روی پشت‌بام است. مگه کسی خواسه از این بره بالا؟ مگر کسی خواسته است از این بالا برود؟ به هر چیزی که نمی‌گن زکی. به هر چیزی که زکی نمی‌گویند. عمرکشون رفته بود خونه‌ی داییم. عمرکشان رفته بود خانه‌ی دایی‌ام. سمنوپزون رفته بود خونه‌ی عمه‌ام. سمنوپزان رفته بود خانه‌ی عمه‌ام. از کجا اُوُردیش؟ از کجا آن را آورده‌ای؟ بهش پسش می‌دیم. به او آن را پس می‌دهیم. واستادیم تماشا تا خستگی پاهامون دربره. به تماشا ایستادیم تا خستگی پاهایمان دربرود. نکنه خراب بشه؟ نکند خراب بشود؟ چه کوتاهه! چه کوتاه است! نمی‌دونی چه تموشایی داره. نمی‌دانی چه تماشایی دارد. آخه من سرم گیج می‌ره. آخر من سرم گیج می‌رود. طوری نمی‌شه. طوری نمی‌شود. بد شدش. بد شد. همه دیدنمون. همه مار را دیدند. چه بدی داره؟ چه بدی دارد؟ کدومشون جرات می‌کنن؟ کدامشان جرات می‌کنند؟ می‌گم خیلی سرده. می‌گویم خیلی سرد است. دیگه بریم پایین. دیگر پایین برویم. یه دقه صب کن. یک دقیقه صبر کن. این ورو ببین. این طرف را ببین. اگه گفتی نوک گنبد چه قد از ما بلندتره؟ اگر گفتی نوک گنبد چه قدر از ما بلندتر است؟ اگه گلدسه‌ها نصبه‌کاره نمونده بود! اگر گلدسته‌ها نیمه‌کاره نمانده بود! مگه نه؟ مگر نه؟ نیگا کن مدیر داره برامون خط و نشون می‌کشه. نگاه کن مدیر دارد برایمان خط و نشان می‌کشد. حیف که نمی‌شه رفت بالاتر. حیف که نمی‌شود بالاتر رفت. چه طوره سرش وایسیم؟ چه طور است بر سر آن بایستیم؟ بند آجراش پر از فضله‌ی کفتر بود. بند آجرهایش پر از فضله‌ی کبوتر بود. مگه خری؟ مگر خر هستی؟ باد میندازدت. باد تو را می‌اندازد. مدیر پدرمونو درمی‌آره. مدیر پدرمان را در می‌آورد. سگ کی باشه؟ سگ چه کسی باشد؟ خود صدیق تجار منو سپرده دستش. خود صدیق تجار من را به دستش سپرده است. با این دل و جرات می‌خوای بری زورخونه؟ با این دل و جرات می‌خواهی به زورخانه بروی؟ زورخونه چه دخلی داره به این گلدسته‌ی قراضه؟ زورخانه به این گلدسته‌ی قراضه چه دخلی دارد؟ اگه می‌افتادین کی توئون می‌داد؟ هاه؟ اگر می‌افتادید چه کسی تاوان می‌داد؟ هان؟ رفتیم توی مدرسه. به داخل مدرسه رفتیم. حالا دیگه سر مناره می‌رین؟ حالا دیگر سر مناره می‌روید؟ مگه نشنیدین؟ مگر نشنیدید؟ همه‌ش ده دوازده‌تا. همه‌اش ده دوازده تا. نشمردیم آقا. نشمردیم آقا. می‌گرفت به مچ پامون. به مچ پایمان می‌گرفت. گریه نداره. گریه ندارد. داااشم اونقده فلکم کرده! داداشم آن قدر فلکم کرده است! اینجوری که نمی‌شه. این طور که نمی‌شود. پدر پات در می‌آد. پدر پایت در می‌اید. بایس بکنیش تو آب سرد. بایست آن را در آب سرد بکنی. لنگون لنگون راه افتادم. لنگان لنگان راه افتادم. کجا داری می‌ری؟ کجا داری می‌روی؟ مگه یادت رفته؟ مگر یادت رفته است؟ در پله‌کونو نبسیم. در پلکان را نبستیم. قفل رو نشونش دادم. قفل را نشانش دادم.