آهای اوسّا! آهای استاد! هَسّی هنوز؟ آیا هنوز هستی؟ کجائی؟ کجا هستی؟ اون بالائی؟ آیا آن بالا هستی؟ اینه رسمش؟ آیا این است رسمش؟ اینه آئین رفاقت، آقاجون؟ آیا این است آیین رفاقت، آقاجان؟ اصلن از اول اول که رهامون کردی، قرارمدارمون چی بود؟ اصلاً از آغاز که رهایمان کردی، قرارمان چه بود؟ زبونم لال بگم واسه بازی خودت ساختی منو که بهت برمی‌خوره. زبانم لال اگر بگویم برای بازی خودت من را ساختی که به تو برمی‌خورد. تو می‌خواسّی با یکی تو تنهائیت قایم باشک بازی کنی! تو می‌خواستی با یکی در تنهاییت قایم باشک بازی بکنی! دادی ما رو هل بدن تو معرکه. دادی ما را به درون معرکه هل بدهند. باشه، پای بازیت هَسّم. باشد، پای بازیت هستم. اما، تو کدوم گوشه‌ی این خراب شده چشم بذارم؟ اما، در کدام گوشه‌ی این خراب شده چشم بگذارم؟ کجا گم شم که تو پیدام نکنی؟ کجا گم بشوم که تو من را پیدا نکنی؟ بگردیم پی چی؟ دنبال چه چیزی بگردیم؟ اونی که گمشده تو خاک، منم. آن فردی که در خاک گمشده است من هستم. پس سیاهیت چی چیه؟ پس سیاهیت چیست؟ پس کدورت کدومه؟ پس کدورت کدام است؟ تو می‌خوای راست باشم، روزگارت که داره خم می‌کنه، کج می‌کنه! تو می‌خواهی راست باشم، روزگارت که دارد خم می‌کند، کج می‌کند! دیگه منت نداره. دیگر منت ندارد. یه جا رو نشون بده که خودت توش نباشی تا برم توش گم شم یا اقلاً، تو خودم پیدا شم. یک جا را نشان بده که خودت در آنجا نباشی تا بروم در آنجا گم بشوم یا حداقل، در خودم پیدا بشوم. تو خودت، تو عالمت کلاس گذاشتی برا من. تو خودت، در عالمت برای من کلاس گذاشته‌ای. چطوری بهت بگم که تو درس اولت موندم و درجا می‌زنم، پس دیگه امتحانت کدومه؟ چگونه به تو بگویم که در درس نخست تو مانده‌ام و درجا می‌زنم، پس دیگر امتحانت کدام است؟ من می‌گم مجبورم، تو می‌گی مختاری. من می‌گویم مجبور هستم، تو می‌گویی مختار هستی. من بگم مختارم، تو می‌گی مجبوری. من اگر بگویم مختار هستم، تو می‌گویی مجبور هستی. این وسط من موندم با کدوم ساز مشیتت برقصم که بهت برنخوره. در این میان من مانده‌ام با کدام ساز مشیتت برقصم که به تو برنخورد. دربدر دنبال یک خلوتِ مَشتَم که باهات دعوا کنم. همه جا دنبال یک خلوت دنج هستم که با تو دعوا بکنم. بعدشم آشتی‌کنون را بندازیم. بعد از آن نیز آشتی‌کنان راه بیاندازیم. رو بوم آفرینش، بشینیم یه قل دو قل بازی کنیم. روی بام آفرینش، بنشینیم یک قل دو قل بازی کنیم. آخه این شونه‌ات کو، زانوت کو؟ آخر این شانه‌ات کجاست، زانویت کجاست؟ کی بیام سر بزارم رو دامنت؟ چه وقت بیایم روی دامنت سر بگذارم؟ تو که هی لاف میای دوسم داری. تو که مدام لاف می‌آیی دوستم داری. نکنه تو هم دیگه عین منی؟ نکند تو هم دیگر عین من هستی؟ تو زمینگیر زمینی مثِ من؟ آیا تو مثل من زمینگیر زمین هستی؟ تا میام حرف بزنم تشر میزنن کفر نگو. تا می‌آیم حرف بزنم تشر می‌زنند کفر نگو. آخه پس من چی بگم؟ آخر پس من چه بگویم؟ به کی بگم منو انداختی میون یه سفید، یه سیاه، میکشن از دو طرف. به چه کسی بگویم من را میان یک سفید و یک سیاه انداخته‌ای که از دو طرف می‌کشند. چطوری بگم برات؟ چگونه برایت بگویم؟ برا گفتن، کلمه کم میارم. برای گفتن، کلمه کم می‌آورم. راسیاتش برا زندگی با این موجودا، دو سه روز عمر کمه. راستش برای زندگی با این موجودها، دو سه روز عمر کم است. هنوزم توش موندم. هنوز در آن مانده‌ام. آخه یعنی چی که تو، تو گناه اینقده لذت میذاری؟ آخر یعنی چه که تو، در گناه این قدر لذت می‌گذاری؟ شیطونم میفرسی تا کلک سوار کنه، تا با صد جور بامبول وسوسه‌ام کنه، خرم کنه، اینه رسمش؟ شیطان را هم می‌فرستی تا کلک سوار کند، تا با صد حقه وسوسه‌ام کند، خرم کند، آیا این رسمش است؟ زنده می‌شم. زنده می‌شوم. تازه بعدشم بیام جواب بدم؟ تازه بعد از آن هم بیایم جواب بدهم؟ انصافه؟ انصاف است؟ دیگه حرفی‌ام داری؟ دیگر حرفی هم داری؟ تا نگیرم نمی‌رم. تا نگیرم نمی‌روم.